کتاب سیمین بهبهانی را با عنوان(این مرد همراهم )را می خواندم  که چشمم به یک رباعی افتاد

 از  روزی که  خوانده امش در  ذهنم جاخوش کرده است و هرگز از یاد  نمی رود

هر  چند  که  نمی دانم شاعر این رباعی  چه  کسی بوده است و ایشان هم اشاره ای  نداشتند

یارب  بر خلق  ناتوانم  نکنی

در  بوته ی صبر امتحانم نکنی

از طعنه ی دشمنان مرا  باکی  نیست

مستوجب رحم دوستانم نکنی

حاضر بودم تمام  شعرهایم  را  بدهم و فقط  همین  تک  مصرع  را من گفته باشم